پاتریشیا شمت، دکتر روانشناسی

استیو جابز به خاطر خلاقیت شگفتانگیز و تفکر فراتر از چارچوب شناخته میشد. او روزی گفت: «بهترین راه برای پیشبینی آینده، اختراع آن است.»
اکثر افراد خلاقیت استیو جابز را مدیون استعداد یا شهود میدانند. اما یک نکته که در زندگی او بارها و بارها ظاهر میشود، پیادهروی است. بهعنوان یک عصبشناس که مکانیزمهای خلاقیت را بررسی میکند، معتقدم که پیادهروهای او نقش قابلتوجهی در فرآیند خلاقیت او داشتهاند.
پیادهروی بخشی جداییناپذیر از زندگی استیو جابز بود

جابز به خاطر قانون ۱۰ دقیقهایاش شناخته میشد: هر زمان که بیش از ده دقیقه روی مشکلی گیر میکرد، میز کار را ترک میکرد و برای پیادهروی میرفت. جلسات او غالباً به صورت ملاقاتهای پیادهرویی برگزار میشدند نه نشستن با دیگران برای بحث درباره ایدهها.
تحقیقات مدرن در حوزه روانشناسی و عصبشناسی این مطلب را تأیید میکنند: پیادهروی نه تنها سالم است؛ خلاقیت را تقویت میکند و پیادهروی با شخص دیگری ارتباط را بهتر میکند. بیایید علم پشت این دو را بررسی کنیم.
پیادهروی خلاقیت را تقویت میکند
عصبشناسی مدرن استراتژی استیو جابز مبنی بر رفتن به پیادهروی وقتی راهحل مسئله در ذهن ظاهر نمیشود را تأیید میکند. جابز بهصورت شهودی و بهینه از شبکههای مغزی خود بهره میبرد. عملکرد خلاقانه به سه شبکه مغزی وابسته است:
- شبکهٔ حالت پیشفرض: زمانی فعال میشود که در حالت آرامش، خیالپردازی یا سرگردانی ذهن باشید. این شبکه به تولید ایدههای جدید یا ایجاد ارتباطات نوین میان ایدهها کمک میکند.
- شبکهٔ اجرایی: مربوط به عملکردهای شناختی «بالا» مانند استدلال منطقی، برنامهریزی یا تصمیمگیری است و به وضعیت ذهنی کنترلشده و متمرکز نیاز دارد.
- شبکهٔ برجستگی: به شما کمک میکند بین دو شبکه دیگر جابجا شوید بهطوری که در هر لحظه تنها یکی از آنها مسلط باشد. همچنین دارای عملکرد فیلتر کردن است که تعیین میکند چه مواردی بهآگاهی شما میرسند و چه مواردی قبل از آنکه حتی متوجه شوید، فیلتر میشوند.
بازگشت به روش استیو جابز و کاربرد آن بر این شبکهها، او ابتدا شبکهٔ اجراییاش را با تحلیل یک مسئله به مدت ده دقیقه فعال میکرد. این کار به او کمک میکرد تا جزئیات را درک کرده و تمام اطلاعات لازم را جمعآوری کند. این پایهگذاری برای فرآیند خلاقانهاش بود.
سپس او برای پیادهروی میرفت، تا شبکهٔ برجستگی شبکهٔ اجرایی را کاهش داده و شبکهٔ حالت پیشفرض را فعال کند، در عین حال فیلتر سستتری اعمال کند تا جریان آزاد ایدهها فراهم شود. عصبشناسان این حالت را «حالت جداگانه» مینامند که برای دریافتهای خلاقانهٔ ناگهانی ایدهآل است.
پیادهروی بهدست آوردن بینش خلاقانه را تسهیل میکند: در یک مطالعه از دانشگاه استنفورد، شرکتکنندگانی که خواسته شد استفادههای غیرمعمول از اشیاء روزمره ارائه دهند، هنگام پیادهروی نسبت به نشستن تعداد بیشتری ایده تولید کردند. سپس شبکهٔ اجرایی دوباره فعال میشود تا ایدههای جدید ارزیابی شوند.
بنابراین، بدون دانستن عصبشناسی پشت این فرآیند، استیو جابز تمام نکات را برای رسیدن به اوج خلاقیت بهدرستی اجرا کرد. او محصولاتی خلق کرد که بهقدری انقلابی بودند که مردم نتوانستند آنها را تصور کنند؛ یا همانطور که او میگفت: «برخی میگویند، «به مشتریان آنچه میخواهند بدهید». اما این روش من نیست. هدف ما این است که پیش از آنکه مردم آن را بخواهند، آنچه میخواهند خواهند، پیشبینی کنیم.»
پیادهروی مشترک ارتباط بین افراد را تقویت میکند
استیو جابز همیشه تنها راه نمیرفت و جلسات پیادهروی را بر جلسات نشسته ترجیح میداد. «پیادهروی طولانی شیوهٔ مورد علاقهٔ او برای داشتن گفتوگوی جدی بود»، والتر ایزاکسون، نویسندهٔ زندگینامهٔ جابز، میگوید.
بهجز ایجاد خلاقیت، پیادهروی با یک شخص دیگر ارتباط را بهبود میبخشد: در یک مطالعه، زوجهای افراد ناشناخته با هم به پیادهروی رفتند. این زوجها نه تنها سرعت قدم خود را همگام کردند، بلکه پس از پیادهروی یکدیگر را با ارزیابی مثبتتری دیدند، حتی اگر اجازهٔ صحبت نداشتند. در مقابل، زوجهایی که فقط در یک فضا (نشستن در یک اتاق و کار بهصورت سکوتی) حضور داشتند، ارزیابیهایشان نسبت به یکدیگر تغییری نداشت.
بنابراین، پیادهروی مشترک — نه فقط اشتراک یک فضا — کلید دوست داشتن بیشتر یکدیگر بود. استیو جابز قدرت پیادهروی مشترک را درک میکرد؛ نه تنها برای گفتوگوهای جدی و تبادل خلاقانه با دیگران، بلکه در سکوت نیز.
جونی آیو، مدیر ارشد طراحی پیشین در اپل و یکی از نزدیکترین دوستان جابز، میگوید: «صحبت کردن اغلب مانع گوش دادن و تفکر میشود. شاید به همین دلیل بود که بخش بزرگی از زمان مشترکمان را در سکوت و پیادهروی میگذرانیم.»
تحقیقات بهصورت مستمر نشان میدهد افرادی که بهصورت همگام حرکت میکنند ارتباط قویتری میسازند، حتی زمانی که صحبت نمیکنند. پیادهروهای مشترک مکرر، بسیاری از آنها در سکوت، ممکن است دلیل ارتباط شگفتانگیز بین جابز و آیو باشد.
نتیجهگیری از مزایای پیادهروی
علم نشان میدهد که بدون آگاهی از تحقیقات موجود، استیو جابز بهصورت شهودی کار درست را انجام داد:
پیادهروهای او بهتنهایی نبوغ او را توضیح نمیدهند، اما سهم قابلتوجهی در آن داشتهاند. ذهنهای بزرگ دیگری مانند فریدریش نیچه یا ایمانوئل کانت نیز به خاطر پیادهروی منظم شناخته میشدند.
«تمام افکار واقعاً بزرگ با پیادهروی شکل میگیرند.» — فریدریش نیچه
پس دفعهٔ بعد که با مشکلی گیر میکنید، یک پیادهروی امتحان کنید. من نمیتوانم قول دهم که به استیو جابز بعدی تبدیل شوید، اما میتواند به شما کمک کند تا ایدههای بزرگی پیدا کنید.
پاتریشیا شمت دکترای روانشناسی، عصبشناس و نویسنده در مدیوم و سایر پلتفرمهاست. او عمدتاً دربارهٔ روانشناسی و مغز مینویسد و همچنین بهعنوان نویسندهٔ خیالی برای این موضوعات فعالیت میکند.