مجله اینترنتی رمز موفقیت

چرا لورنس سامرز در ابتدا این‌چنان مورد تقاضا بود؟

چرا لورنس سامرز در ابتدا این‌چنان مورد تقاضا بود؟
وزارت خزانه‌داری ایالات متحده
چرا لورنس سامرز در ابتدا این‌چنان مورد تقاضا بود؟
وزارت خزانه‌داری ایالات متحده

جورج ویل این پدیده را «حاضرگرایی» می‌نامد؛ به این معنی که دیدگاه‌های مدرن دربارهٔ اخلاق بر اعمال گذشته تحمیل می‌شود. نکتهٔ کلیدی ویل این است که اگر همچنان مسیر قضاوت گذشته را از منظر زمان حال ادامه دهیم، سرانجام خود آن کسانی که قاضی و لغوکننده‌اند، مورد قضاوت و لغو قرار می‌گیرند.

این فقط یک نظر است که هرچند حقیقت واقعی دربارهٔ ابراز «خجالت» لورنس سامرز، اقتصاددان، نسبت به گذشته وجود دارد، این واقعیت که اقدامات گذشته‌اش از سوی چپ، راست یا میان‌نگرها حتی یک خشم برانگیخت نکرده است، لغو او در زمان حال را زیر سؤال می‌برد. آیا هدف جامعه این نیست که پیوسته از گذشته بیاموزیم و بر پایهٔ آن پیشرفت کنیم؟

نکته‌ای که شاید مهم‌تر باشد دربارهٔ سامرز، با توجه به تأثیر جهانی‌اش، دیدگاه‌های او دربارهٔ اقتصاد است. در جریان لغو سامرز درمی‌یابیم که این اقتصاددان، که ادعا می‌شود درخشان است، در محافل سخنرانی، توسط مقامات منتخب، صندوق‌های پوشش‌پذیر که به‌دنبال بینش‌های عمیق او در مسائل اقتصادی بودند، و حتی ستون‌های روزنامه‌ای‌اش در روزنامه‌های معتبر نظیر Washington Post و New York Times، تقاضای قابل‌توجهی داشته است. دلیل این امر هنوز نامشخص است.

به‌نقش «دگرگونی» ادعا‌شدهٔ سامرز در دورهٔ جو بایدن توجه کنید. او به‌دلیل مخالفت با هزینه‌های دولتی که جو بایدن به قانون رسانده بود، نه به‌خاطر این‌که برنامه‌ریزی متمرکز منابع ارزشمند استخراج‌شده از بخش خصوصی همواره آزادی و رشد اقتصادی را تضعیف می‌کند، بلکه به‌این دلیل که در چشم سامرز، این هزینه‌ها باعث رشد اقتصادی بیش از حد می‌شوند، موضع‌گیری کرد. لطفاً ایستاده و به این نکته فکر کنید.

به گفتهٔ سامرز، جایگزینی تخصیص منابع توسط بازاری سرشار از اطلاعات، توسط آن‌زمان سخنگوی مجلس نمایندگان نانسی پلوسی، رهبر اکثریت سنا چارک شومر، و جو بایدن، می‌تواند اقتصاد ایالات متحده را به پرواز درآورد. واقعاً؟ چگونه؟ و اگر این‌طور است، چرا پلوسی، شومر و جو بایدن هزینه‌ها را دو یا سه برابر نکردند؟

پاسخ به سؤال فوق، بیشتر بر بی‌منطقی چشم‌گیر نظرات اقتصادی سامرز تأکید می‌کند. شما می‌بینید که سامرز نسبت به هزینه‌هایی که او به‌طرز خنده‌داری معتقد بود اقتصاد را رشد می‌دهد، مخالف بود، زیرا بر این باور بود که رشد اقتصادی منجر به تورم می‌شود. فراموش نکنید که رشد صرفاً واژه‌ای برای بهره‌وری است؛ یعنی تولید بیشتر با هزینهٔ کمتر. به‌علاوه، سامرز همانند اکثر اقتصاددانان، در معبد تولید ناخالص داخلی (GDP) پرستش می‌کند؛ عددی که هرچقدر دولت‌ها هزینه‌کردهای خود را افزایش دهند، بالاتر می‌رود. ادعای اینکه تولید ناخالص داخلی نماد شمارش دوبل است، حتی توصیفی کم‌اهمیت از این واقعیت است.

به این معناست که استدلال نوین سامرز دربارهٔ تورم نیز نماد شمارش دوبل است، با توجه به حقیقت واضح‌تری که دولت‌هایی که منابع کافی ندارند، نمی‌توانند به همان اندازه تقاضا را افزایش دهند که می‌توانند از یک دست به دست دیگر منتقل کنند. در غیاب آنچه از ما می‌گیرد، دولت‌ها تقاضایی ندارند که با نظرات سامرز، جیسون فورمن و گروهی از محافظه‌کارانی که به‌سرعت کینزی‌گرایان درون خود را کشف کردند (در دورهٔ حضور جو بایدن در کاخ سفید) سازگار باشد. 

همان‌طور که خواننده‌ای نسبتاً آگاه می‌تواند بدون شک تصور کند، سردرگمی سامرز در مورد هزینه‌های دولتی، رشد اقتصادی و تورم در سال‌های ریاست جو بایدن، اولین باری نبود که او هوش بالای خود را با فقدان آشکار حس عقل سلیم ترکیب کرد. لطفاً با جستجوی «رکود سکولار» و «Summers» شواهد بیشتری برای تأیید این ادعا پیدا کنید؛ در واقع تمام مقالات نظری او که از دهه‌ها پیش منتشر شده‌اند. با این حال، می‌آموزیم که سامرز سال‌ها مبالغ قابل‌توجهی برای بیان بینش‌هایی که با منطق ساده ناسازگار بودند، دریافت کرده است.

این داستان یادآور گفت‌وگوی وارن بروکس (۱۹۲۹–۱۹۹۱)، مردی بدون دکترا اما سرشار از حس عقل سلیم، دربارهٔ اقتصادی است که در اواخر دههٔ هفتاد توسط مأمور کنترل گذرنامه در فرودگاه جِی‌اف‌کیه متوقف شد. مأمور از پذیرش دوبارهٔ این اقتصاددان سوال کرد، زیرا حرفه‌اش خسارات عظیم و جهانی بر جهان تحمیل کرده بود. آیا «حاضرگرایی» روزی دکتراها را نیز همان‌طور که افراد پرشور را به دام می‌گیرد، به دام می‌اندازد؟ 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.