
در مراتع زیر کوه کلیمانجارو، همزیستی بین انسانها و حیاتوحش هرگز کار سادهای نبوده است. دامها گاهی در مسیرهای شیرها ظاهر میشوند. کشاورزان گاوها و گوسفندهایی را از دست میدهند که به سختی میتوانند جایگزین کنند. در پی آن، انتقامگیری رخ میدهد که به تدریج ساختار اکوسیستمهای متکی بر شکارچیان را به هم میزند. گروههای حفاظتی محلی مدتهاست دریافتند که پیشرفت نه از طریق حصارها یا هشدارها، بلکه از اعتماد حاصل میشود. و این اعتماد به افرادی وابسته است که بتوانند در میان شکافهای فرهنگی، تاریخی و نیازهای روزانه ارتباط برقرار کنند.
یکی از این افراد با استقامت بینظیری این فضای میانی را پر کرد. دانیل اول سامبو که در اوایل دسامبر در ۵۱ سالگی درگذشت، سالها سعی کرد در سرزمینی که صلح در آن شکننده بود، آرامش را حفظ کند. به عنوان هماهنگکنندهٔ برنامهٔ صندوق جبران خسارت شکارچیان که توسط بنیاد بیگ لایف اجرا میشود، او به طراحی و مدیریت یک توافقنامه کمک کرد که تنها وقتی کار میکند که همه به آن ایمان داشته باشند. اگر خانوادهای دام خود را به دست یک شکارچی از دست بدهد، غرامت دریافت میکند؛ در عوض، آن حیوان را نمیکشد. این مفهوم ساده به نظر میرسد، اما در عمل نیازمند مذاکرات صبورانه، روزهای طولانی در خانههای روستایی و یادآوری مستمر این بود که سلامت اکوسیستم و رفاه زارعین بههم پیوستهاند.
تأثیر او نه از مقام، بلکه از اعتماد شخصی کسی میآمد که ریشه در سرزمینی که خدمت میکرد، داشت. او در اکوسیستم گستردهٔ آمبوسلی بزرگ شد و هرگز فراموش نکرد که زندگی در کنار حیاتوحش چه معنایی دارد.
کار او به مرزهای فرمهای جبران خسارت و بازدیدهای میدانی محدود نمیشد. او سالها به تقویت رفاه پاسداران طبیعت در سراسر کنیا اختصاص داد و سرانجام به عنوان رئیس موقت انجمن پاسداران حیاتوحش (Wildlife Conservancy Rangers Association) معرفی شد. این وظیفه بهخوبی با شخصیت او همخوانی داشت؛ پاسداران به او اعتماد داشتند. او ریسکهای آنان را درک میکرد و بدون تظاهر، برای فراهمآوردن شرایط بهتر تلاش مینمود. برای او مهم بود که پاسداران احساس دیده شدن، حمایت و ارتباط با یکدیگر داشته باشند. همانطور که میگفت، حفاظت بر دوش انسانهاست.
دوستان میگفتند او توانایی توضیح ایدههای دشوار را با وضوح و بدون قضاوت داشت. در بازدیدهای مدرسهای که به خارج میرفت، گاهی کودکان سؤالات ناخوشایندی میپرسیدند؛ او با شوخطبعی و صراحت به آنها پاسخ میداد. هنگام بحث دربارهٔ تغییرات در فرهنگ ماسایی، یک بار گفت: «اگر ماسایی بتوانند بخشی از فرهنگ خود را برای هدفی خوب، مانند حفاظت از شیرها، تغییر دهند، پس شاید دیگران نیز بتوانند بخشهایی از فرهنگ خود را دگرگون کنند.» این جمله جوهرهٔ اصلی شخصیت او را نشان میداد: اعتقاد به امکان تغییر و اینکه مسئولیت اخلاقی بر عهدهٔ همه است.
مرگ او در میان جوامع و نهادهایی که خدمت میکرد، بهطور عمیقی حس شد. با این حال رویکردی که او پیشقدم بود، همچنان پابرجاست. بسیاری از روشهایی که او شکل داد ادامه دارند؛ جوامع در مسیر خود به پرسشهای دشوار میپردازند و بههمراه یکدیگر راهحل میجویند. این پایداری بهنفس خود نوعی ادای احترام است. این نشان میدهد که تعادل نازکی که او سالها سعی در حفظ آن داشت، ممکن است باقی بماند؛ نه بهدلیل جداییاش، بلکه بهدلیل اینکه او دیگران را متقاعد کرده بود که ارزش حفاظت دارد.
تصویر بنر: دانیل اول سامبو (تشکر از بنیاد بیگ لایف)