
- در ۲۵ سال آینده، انتظار میرود ۷۴ تریلیون دلار بهعنوان بخشی از انتقال عظیم ثروت به نسلهای بعدی منتقل شود.
- ریچارد اورلاندو به برخی از ثروتمندترین خانوادههای جهان کمک میکند تا این انتقال را بهخوبی مدیریت کنند.
- در ادامه بزرگترین اشتباهاتی که او میبیند خانوادهها مرتکب میشوند، به همراه راهحلهایشان ارائه میشود.
اگر قاعدهای وجود داشته باشد که نباید در میانهٔ صرفوجۀ شام دربارهٔ پول صحبت کرد، احتمالاً در دهههای آینده گفتوگوهای ناخوشایندی رخ خواهد داد.
طبق گزارشی از UBS که در ژوئن منتشر شد، در ۲۵ سال آینده انتظار میرود انتقال ثروت بین نسلی بهارزش ۷۴ تریلیون دلار صورت گیرد. در میان افراد فوقالعادهثروتمند، این انتقال با سرعت بیشتری پیش میرود: برآورد UBS در گزارشی دسامبری نشان میدهد تا سال ۲۰۴۰، میلیاردرهای جهان حدود ۵.۹ تریلیون دلار را به فرزندان خود منتقل خواهند کرد.
این مقدار، بزرگترین انتقال ثروت در تاریخ است و انتظارات فراوانی را در میان خانوادهها برانگیخته است.
میلیاردرهای مورد نظرسنجی UBS آرزوهای بلندپروازانهای برای فرزندان خود دارند: ۸۲٪ امید دارند که فرزندانشان «مهارتها و ارزشهای لازم برای موفقیت مستقل را پرورش دهند»، و ۶۱٪ انتظار دارند که فرزندانشان «در مدیریت ثروت خانواده خوشحال و راحت باشند».
ریچارد اورلاندو، بنیانگذار Legacy Capitals؛ یک شرکت مشاوره و راهنمایی برای خانوادههای ثروتمند و دفاتر خانوادگی، هدفش این است که این انتقال و انتظارات ناشی از آن را تا حد امکان روان پیش ببرد. او با مشتریان خود برای آموزش و تثبیت برنامههای مربوط به جانشینی، سرمایهگذاری، بخشندگی، و — مهمترین مورد — وارثت همکاری میکند.
اگرچه پول بیشتر میتواند به معنای مشکلات پیچیدهتر باشد — خانوادههای Legacy Capitals دارای داراییهایی بین ۲۰ میلیون تا ۳٫۵ میلیارد دلار هستند — او میگوید همه میتوانند از رویکردی دقیق و متفکر نسبت به این مباحث بهرهمند شوند.
«هر خانوادهای که در انتقال ارزشها، آموزش و آمادگی نسل بعدی برای مدیریت داراییها، چه مبلغ ۲ میلیون دلاری به فرزندان یا ۲۰۰ میلیون دلاری باشد، هدفمندتر باشد، نتایج بهتری خواهد دید»، او به Business Insider گفت.
او سه اشتباه رایج که خانوادهها هنگام مدیریت ارث مرتکب میشوند — و راههای اصلاح آنها — را ارائه داد.
۱. سکوت راهحل نیست
بسیاری از والدین ثروتمند از بحث درباره پول با فرزندان خود میگریزند، زیرا میترسند این کار منجر به حس حقطلبی در آنها شود.
اورلاندو میگوید مشکل این کار این است که کودک بهطور کامل برای مواجهه با وضعیت آماده نمیشود تا زمانی که «کسی درگذشت و برنامهٔ املاک اجرا میشود». او افزود: «این تقریباً شبیه برنده شدن در قرعهکشی است.»
روشهایی وجود دارد که میتوانید بازتر باشید بدون این که صورتحساب بانکی یا جزئیات تمام داراییها را به فرزندان نشان دهید.
اورلاندو پیشنهاد کرد «بهتدریج به سوی شفافیت حرکت کنید» و افزود که خانوادهها نباید انتظار داشته باشند که یکباره وضعیت را عوض کنند.
او میگوید یکی از مشتریانش برنامهریزی کرده بود تا به هر یک از فرزندان خود ۱۰۰ میلیون دلار بدهد. تا آن زمان، فرزندانشان عمدتاً خودشان را تأمین میکردند و هیچ تصوری از داشتن ثروتهای نهرقمی نداشتند.
اورلاندو والدین را قانع کرد تا ۵ میلیون دلار در حسابهای مدیریت ثروت به نام هر یک از فرزندان واریز کنند تا از شوک ناشی از تغییر ناگهانی جلوگیری شود.
او گفت: «بگذارید آنها شروع به پرورش مهارتها کنند. اگر میخواهید فرزندانتان مسئول ۱۰۰ میلیون دلار باشند، ساکت نمانید.»
۲. عدم وجود برنامه
بخش بزرگی از کار اورلاندو حول ایجاد سیاستهایی برای خانوادهها در زمینههای مختلفی نظیر ارتباطات و سرمایهگذاری میچرخد.
اگر خانواده صاحب کسبوکاری باشد، باید گفتگویی درباره این که چه کسی کنترل و مالکیت آن را به عهده خواهد گرفت، صورت گیرد. اگر موسسهای (بنیاد) وجود دارد، باید در مورد اهداف آن گفتوگو شود.
بهعنوان مثال، فرض کنید یک پدربزرگ یا مادربزرگ محافظهکار باشد و نوهاش بخواهد تمام پولش را به برنامهٔ Planned Parenthood بدهد. در این صورت احتمالاً اختلافی پیش خواهد آمد. پیشنهاد اورلاندو این است: نقطهٔ مشترکی پیدا کنید، بر چند هدف کلیدی توافق کنید و آنها را در بیانیهٔ مأموریت خیرخواهانه گنجانید.
او میگوید راهنماییها به پیشگیری از درگیریهای آینده کمک میکنند.
۳. اگر میخواهید رهبران تولید کنید، دستگیرشان نباشید
طبق نظرسنجی UBS، ۴۳٪ از میلیاردرها امید دارند فرزندانشان «کسبوکار، برند یا داراییهای خانواده را گسترش دهند تا میراث خانوادگی ادامه یابد».
اما این انتظار میتواند منجر به درگیری شود.
اورلاندو به دو مشتری میلیاردر با کسبوکارهای خانوادگی اشاره کرد. مشکل، بر اساس گفته او، این بود که در هر دو مورد، نسل بعدی آماده نبود چرا که پدر یا مادر خانواده به آنها اعتماد کافی برای اتخاذ تصمیمات نداشت.
به یاد لوقن روی در سریال «ساکشن» که به فرزندانش میگوید: «آدمهای جدی نیستند».
راهحل این است که رهبر بهجای میکرومدیریت، بهتدریج سوارۀ کنترل را از طریق پروژههای کمریسک واگذار کند و به فرزندان اجازه دهد نظرات خود را بیان کنند.
او گفت: «به این ترتیب میتوانیم از نظردهی به رأیگیری پیشرفت کنیم». «اینگونه سیر پیشرفت وجود دارد.»