
اضطراب و استرس بخش طبیعی، اگرچه ناخوشایندی، از زندگی بسیاری از افراد است. اما وقتی فردی در «حالت بقا» گیر میکند، حلقهٔ بیپایان مبارزه یا فرار، تأثیراتی بر سلامت ذهنی و جسمی ما میگذارد. بر پایه گفتههای روانشناس دکتر جیا مارسون، «محرکهای استرسزا باعث واکنش فیزیولوژیکی و روانی به نام حالت بقا میشوند. این واکنش شامل آزادسازی هورمونهای استرس و فعالسازی سیستمهای واکنش به استرس است. ذهن و بدن ما بر مقابله با خطر متمرکز میشوند.»
اگرچه حالت بقا مکانیزمی دفاعی است که برای محافظت در برابر تهدیدهای نزدیک طراحی شده است، فشارهای مدرن همچون مدرسه، کار و خانواده میتوانند افراد را در وضعیت مخرب بقا گرفتار کنند. چه از خستگی رنج ببرید و چه احساس عدم توانایی در تمرکز داشته باشید، اگر این احساسات را تجربه میکنید، احتمالاً در حالت بقا گیر کردهاید. بنابراین شناسایی این نشانهها برای پیشگیری از آشفتگیهای بیشتر بسیار مهم است.
اگر این ۱۱ احساس را تجربه میکنید، احتمالا در حالت بقا گیر کردهاید
۱. همه چیز اضطراری به نظر میرسد

به گفتهٔ متخصص رواندرمانی کیارا لونا، فردی ممکن است در حالت بقا باشد اگر احساس اضطراری برای انجام فوری کارهای خاص داشته باشد. او میگوید: «ما اغلب وارد این وضعیت میشویم که حتی در موارد غیر اضطراری احساس فوریت میکنیم، زیرا از ترس، اضطراب و حتی خشم عمل میکنیم. این احساسات سیگنالی به مغز میفرستند که باید فوراً اقدام کنیم.»
این وضعیت افزون فشار شدیدی بر سلامت روانی و عاطفی ما وارد میکند و میتواند ما را به عملکرد در حالت بقا سوق دهد.
۲. همیشه خستهاید

بخشی از فرآیند آمادهسازی بدن برای حالت بقا شامل مصرف بیش از حد انرژی نسبت به حالت عادی است. بدن ما این کار را با افزایش سطح کورتیزول انجام میدهد.
اگرچه این برای مدت کوتاهی مفید است، اما استفاده طولانیمدت بدن را خسته میکند و منابع انرژیمان را تقریباً به صفر میرساند.
۳. به راحتی عصبانی میشوید

اگر نسبت به کوچکترین چیزها عصبانی میشوید، احتمالاً در حالت بقا گیر کردهاید. شاید همسر یا شریک زندگیتان ظرف ماشین را بهطریق «غلط» بارگذاری کرده باشد یا خودروی دیگری در ترافیک جلوی شما را گرفته باشد. و این مجرد یکبار نیست؛ این اتفاق هر روز میافتد.
شریکعمر شما بهجای مرغ ساده، مرغ سیر سرخشده میپزد؟ ناراحت میشوید. فرزندانتان پس از یک روز طولانی کاری، یککلمه بهشما میگویند؟ ناراحت میشوید. پیشخدمت بهجای بالهای مرغ بوفالو، بالهای مرغ باربیکیو به شما میدهد؟ ناراحت میشوید.
همانطور که نویسنده تونی شوارتز اشاره کرد، «منطقه بقا زمانی است که انرژی شما بالا است اما منفی. وقتی احساس تهدید یا کمارزششدن میکنیم، کنترل سیستم عصبی از قشر پیشپیشانی به سیستم عصبی سمپاتیک منتقل میشود و به حالت جنگ یا فرار میرویم. افراد در این منطقه اضطراب، بیصبر، تحریکپذیری، ترس و خودانتقادی دارند.»
۴. هیچچیز بهطور کافی خوب نیست

ناتوانی در لذت بردن از فعالیتهایی که قبلاً دوست داشتید، تجربهای تکاندهنده است، اما نمیتوانید از آن جلوگیری کنید. هیچچیز بهنظر کافی نیست. کتابی که تازه خواندهاید بیارزش است، قرار ملاقاتتان با همسرتان وحشتناک بود، و نمرهٔ خوب شما در مقاله میتوانست بهتر باشد.
اگر این حس را هر روز تجربه میکنید، احتمالاً در حالت بقا هستید؛ چرا که حتی کوچکترین دستاوردها هم برای شما کافی نیستند.
۵. هیچ روزی حس یک روز خوب ندارد

اگر مدام احساس میکنید هیچ روزی خوب نیست، ممکن است این نشانهای از مشکلات متعددی در سلامت روان باشد. در حالی که کاردرمانگر دکتر بروک وینستین این را بهعنوان علائم حالت بقا میشناسد، بررسی عمیقتری از ریشهٔ این مشکل ضروری است.
قابل تأکید است که این وضعیت عاطفی ممکن است با سایر مسائل سلامت روانی، فراتر از حالت بقا، همراستا باشد؛ بنابراین دریافت مشاورهٔ تخصصی برای مقابله مؤثرتر با این مشکل امری ضروری است.
۶. بیدار میشوید و احساس استرس میکنید

به گفتهٔ کارشناسان درمان تسریعپذیر (Accelerated Resolution Therapy)، «استرس زمانی مزمن میشود که فرد بهطور مداوم با محرکهای استرسزا مواجه میشود بدون اینکه بین این محرکها به حالت آرام طبیعی بازگردد. در نتیجه، بدن و ذهن قادر به استراحت کامل نیستند. افراد تحت استرس مزمن بیشحساس، فیزیکی تنیده و در حالت «حولهنشین» هستند و نمیتوانند به حالت آرامش عمیق مورد نیاز برای بهبود بازگردند»، توضیح دادند.
این استرس میتواند مشکلات عظیمی مانند اضطراب، افسردگی و اختلالات خواب، همچنین مشکلات گوارشی، تعریق، سردرد، سرگیجه و نوسانات وزن بهوجود آورد.
۷. بدون دلیل اضطراب دارید

آیا اخیراً اضطراب زیادی دارید؟ مثلاً دوستانتان میخواهند به رستوران خوب بروند و شما بهدلیل عدم دانستن چه لباسی بپوشید، اضطراب میگیرید. یا شاید برای همسرتان شام خوشمزهای میپزید اما نگران اینکه آیا او آن را میپسندد یا نه، اضطراب دارید.
اگر احساس اضطراب میکنید و دلیلش را نمیدانید، احتمالاً در حالت بقا گیر کردهاید. اخیراً شاید دائماً در حالت اضطراب و تنش باشید. بیدار میشوید و اضطراب دارید، با اضطراب لباسی میپوشید و در طول کار هم اضطراب دارید. بههر حال، روزانه حس میکنید قلبتان میخواهد از سینهتان بیرون بپرد.
۸. خود را در حالت گمگشتگی میبینید و نمیتوانید تمرکز کنید

چه در جلسهای باشید و چه در گفتوگویی با کسی، نمیتوانید توجه کنید. خود را نیشگون نمیکنید و مالیدن چشمها فقط وضعیت را بدتر میکند. به گفتهٔ روانشناس مجاز و استادیار جنیفر بهرامان، «ملسکردن شناختی» نوعی خستگی ذهنی است که منجر به دشواری در تمرکز، کاهش بهرهوری، و افت در سلامت عاطفی و ذهنی میشود.
این وضعیت به دلیل زندگی دائمی بدن ما در حالت بقا ایجاد میشود. ملسکردن شناختی میتواند به مشکلاتی در بهرهوری منجر شود و سلامت ذهنی و جسمی را کاهش دهد؛ که در بلندمدت بر زندگی شخصی و حرفهای ما تأثیر میگذارد.
۹. احساس فشار زیاد

متمرکز ماندن بر کارهای مهم زمانی که دائماً در حالت جنگ یا فرار هستید، دشوار است؛ حس عدم قطعیت میتواند به سرعت به احساسات شدیدی تبدیل شود. این ممکن است باعث فراموشی، سردرگمی و انزوا شود. با گذشت زمان این موارد میتوانند به مشکلات بزرگتری مانند افسردگی و اضطراب تبدیل شوند.
متاسفانه، اگر این احساسات را تجربه میکنید، احتمالاً در حالت بقا گیر کردهاید. و اگر این کافی نباشد، فشار مداوم روزانه میتواند محرک مشکلات وابستگی و بسیاری از اختلالات دیگر شود.
۱۰. به رفتارهای مخرب میپردازید

بسیاری از ما در مقطعی به رفتارهای مخرب پرداختهایم؛ چه پرتاب بالش باشد و چه پایان دادن به رابطهای که تا پیش از آن سالم بود. اما وقتی تحت فشار مداوم هستیم، مکانیسمهای مقابلهایمان تمایل به شدت بیشتری دارند.
پرخوری و مشکلات وابستگی تنها بخشی از رفتارهای مخرب خطرناکی هستند که در مواجهه با استرس مداوم به سراغ آنها میرویم. اگر این مشکلات را تجربه میکنید، بسیار مهم است که بهسراغ کمک تخصصی بکشید.
۱۱. بهراحتی میترسید

آیا شما از آن دسته افرادی هستید که با یک ضربه به شانه یا سلام گفتن به سرعت میلرزید؟ آیا وقتی صدای ناگهانی و بلند میشنوید، مثل زنده شدن از پوست خود میپرید؟ این واکنش اضطراری در حالت بقا بهطور بیولوژیکی برنامهریزی شده است تا ما را ایمن نگه دارد.
بهاین شکل راحت ترسزدن به این معناست که سیستم عصبی شما در حالت بیشکار شده است و واکنشهای افراطی بهوجود میآورد. در پایان، این وضعیت منجر به خستگی ناشی از بیشحساسیت میشود.